تبليغاتX
بوی عشق
بوی عشق

شوق

نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط عاشق |

می خواهمت

عشق در چشمان تو بود ، من به دنبال آن بروي لبانت مي گشتم ، اينست كه مي گريم

امروز كه بودنت را دل دل مي كنم اينك كه در حسرت نگاه دل انگيز تو هستم. يا فته ام

عشق را در وجودت ، چيزي كه بود چيزي كه در غفلت من بر من آشكار نبود .عشق نگاه تو بود

 در عمق ديدگان زيباي تو بود . عشق بود ... من اما كم بودم


 
                                         من در یک روز بارانی گم شدم


روز رفتنت


که باران نگذاشت اشکهایم را ببینی


خیسی صورتم را از باران دیدی


که باران بود اما...


از ابر دلتنگیم


که آسمان با من هم نوا شده بود


من در یک روز بارانی گم شدم


که بخار نفسم


در سردی رگبار آسمان


رفتنت را کدر کرده بود


من در یک روز بارانی گم شدم


و دیگر هیچکس مرا نیافت


حتی خودم...


  قرار بعدی که  به  سراغم  خواهی   آمد

            باخودت  چتر  نیاور ، نازنینم!!!

            چون.... 

                        من  و  تو  زیر  باران  زنگ  نمی  زنیم ....


رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

 

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون

 

تو رو خدا برام بگو بدون من خوش میگذره ؟

دلت می خواست میومدم یا تنها رفتی بهتره ؟

 

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر ؟

مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر ؟

 

تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه

مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه ؟

 

دلم واست شور میزنه این دلو بی خبر نذار

تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار

 

یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل میذاره

منم همون کسی که بیشتر از همه دوست داره 

 


 
 

هيچ بهانه اي نيست براي ِ نوشتن ..!

 

ولي حالا که مي شه برايِ تو نوشت ، بهترين بهانه ای براي نوشتن...

 

خيلي دوست دارم خيلي زياد

 

براي تو مي نويسم که معني عشقي براي من و عشق رو باتو حس کردم

 

دوستت دارم دوستت دارم

 

بيش تر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن!

 

دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق!

 

دوستت دارم باتمام وجودم، با احساس پر از محبت

 

دوستت دارم بيش تر از آن چه تصور مي كني!

 

فقط دوست دارم با معني بيشتراز دوست داشتن

 

همه دنياي مني...

 

                    


 
صدای باد که بیاید 

سیبی از شاخه اش خواهد افتاد

تا دلم دوباره بلرزد

یعنی نکند من!هم

یک روز از چشم تو بیفتم!!!

 



هرچي آرزوي خوبه مال تو
هرچي كه خاطره داري مال من
اون روزاي عاشقونه مال تو
اين شبهاي بيقراري مال من

منم و حسرت با تو ما شدن
تويي وبدون من رها شدن
آخر قربت دنياست مگه نه؟
اول دوراهي آشنا شدن



من اگر اشک به دادم نرسد       می شکنم

    اگر از یاد تو یا یادی نکنم             می شکنم

  بر لب کلبه ی مقصود وجود ،، من در این خلوت خاموش سکوت

اگر از بحر تو آهی نکشم ،، اگر از عشق تو یادی نکنم

می شکنم  به خدا می شکنم




 
شبی با خيال تو همخونه شد دل ..         نبودی نديدی چه ويرونه شد دل..  

  نبودی نديدی پريشونی هامو ...            فقط بادو بارون شنيدن صدامو..   

غمت سرد و وحشی به ويرونه میزد          دلم با تو خوش بود و پيمونه می زد.. 

 نه مرد قلندر ... نه اتش پرستم  ...          فقط با خيالت شبا مسته مستم..  

الهی سحر پشته کوهها بميره .....           خدا اين شبا رو از عاشق نگيره


 

کاش میشد تا کنی باور مرا
اشک چشم و آه سوزان مرا
کاش میشد در زمان بی کسی
حس کنی سردی دستان مرا
گفتمت عشقم به تو از جان فزون است
گفتمت سوز دلم از جان برون است
در جوابم :
خنده ایی آلوده و آتش میان دوده
و درد دلم افزوده و...
اکنون میان حادثه یا خاطره
زهری بدل خاری به پای من ، چنین بیهوده بی حاصل
نگاهم همچنان مانده به ساحل ...



                    
                          وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره

وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی

وقتی ساکت شدی به یاد بیار کسی رو که به شنیدن صدای تو محتاجه

 


 
در دنیای بچگی هر کس زودتر بگوید: دوستت دارم ، برنده است. ولی در دنیای واقعی وبزرگسالی هر کس زودتر بگوید: دوستت دارم ، بازنده است.



 

هی فلانی زندگی شايد همين باشد

يک فريب ساده و کوچک

آن هم از دست عزيزی که تو دنيا را

جز برای او و جز با او نمی خواهی

من گمانم زندگی بايد همين باشد

آه ... اما

او چرا اين را نمی داند که اينجا

من دلم تنگ است  ؟



 سلام عزیزم  باز ميخوام سرت رو درد بيارم .

باز فكر و خيال اومده سراغم . اشك تو چشمام پر شده از وقتي ازت دور شدم روزي نيست كه چشمام باروني نباشه . هميشه شنيده بودم جدايي سخته دور بودن از معشوق سخته اما شنيدن كي بود مانند ديدن .

كنار تو نبودن سخته مخصوصا اين كه زندگي بخواد تو رو وارد بازي جديد بكنه . حتي فكرش رو هم نمي تونم بكنم نگاهم جز نگاه  تو  تو  نگاه كسه ديگه گره بخوره . دسته كسه ديگه رو بخوام به جاي دسته تو لمس كنم .

عزيز دوستت دارم و همه تلاشم رو مي كنم تا يه روزي براي خودم بشي . نمي زارم هيچي و هيچ كس تو رو ازم جدا كنه . مگر اين كه خودت بخواي  تركم كني و تنهام بزاري اونوقته كه مي ميرم . همه سعيم رو مي كنم كه دلت رو بدست بيارم كه مال من بشي . من فقط كنار تو  آرومم. حتي اگه حرف نزني حتي اگه رو برگردوني  ولي من باز تو رو ميخوام . تو با دل من چه كردي اگه همه تقصيرها رو بندازي گردن من ولي من عاشق شدنم رو تقصير تو مي ندازم عزيز . تو با اون نگاه گرمت قلبه منو آتيش زدي  ديگه همه وجودم خاكستر شده . بيا و خاكستر نگاهت رو جمع كن .

اخخخخخخخخ اگه بدوني چقدر دلم هواتو كرده دوست دارم باز كنارت بشينم دوست دارم سرم رو بزارم رو شونت دوست دارم نوازشت كنم محكم بغلت كنم تا بري تو جونم تا من و تو يكي بشيم تا ديگه هيچي حتي فاصله نتونه ما رو از هم جدا كنه . مهدي دلم برات تنگه  دلم هوايي شده دوست دارم باز بيام مشهد با هم قدم بزنيم يواشكي نگات كنم . اخ كه چقدر دلم روزهاي اخر ميخواست لمست كنم ولي نتونستم .

مهدي مي ترسم ديگه هيچ وقت نبينمت  مي ترسم ارزو به دل بميرم و براي هميشه از تو برام فقط يه خاطره باقي بمونه  . مي ترسم  دسته زمونه براي هميشه از هم جدامون كنه و من ديگه هيچ وقت عشقم رو نبينم . مي ترسم اخرين ديدارمون هموني باشه كه اتفاق افتاده همون روزي كه زير بارون ازت جدا شدم و براي بار اخر برگشتم نگات كردم.اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

بعد از تو من براي مرگ لحظه شماري مي كنم . شايد تو اون دنيا ببينمت . عزیزم نزار هيچي جدامون كنه .

 بيا و با من يكي شو . مني كه عاشقونه برات مي ميرم كي جز من مي تونه اين همه دوستت داشته باشه . عزيز عشق من عشقه هوس نيست . اگه بود تا حالا تموم شده بود اگه بود هر شب خوابت رو نمي ديدم اگه بود هر شب و روز گريه نمي كردم اگه بود تو هر ثاينه تو فكر م نبودي  كاش بودي و حالم رو مي ديدي . دوستت دارم 

 

اگه حتي بينه ما فاصله يك نفسه نفس منو بگير

                                     براي يكي شدن اگه مرگه من بسه نفس منو بگير

             نفس منو بگير نفس منو بگير نفس منو بگير


نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 8:16 بعد از ظهر توسط عاشق |

کاش می شد

کاش ميشد در ناشناخته مکاني غريب
به ديدار خورشيد ميرفتيم
دستهايمان را به دستان مهربان اسمان ميداديم
و دلنگراني هايمان را قسمت ميکرديم
کاش ميشد ان پسرک فال گير
برايمان فال بگيرد
و با هر جمله اش که مرا در اتش اضطراب ميسوازند
نگاه مطمئن تورو ببينم
و ارامش درياي طوفاني دلم را حس کنم
کاش ميشد در سرزمين پونه هاي وحشي دل
به عروسيه عروسکها ميرفتيم
و دل به مهتاب مي سپرديم
تا از زيبايش حلقه ي زيبايي درست کند
بر سر من و تو بگذارد
کاش ميشد سوار بر اسب بي قرار مجنون شويم
و تا کوير تشنه ي عشق پيش برويم
و بر خار هاي بيابان " عشق " را حک کنيم
کاش ميشد زير درخت نارون به دستان من و تو
زنجير ميزدند
و ما تا ابد براي هم مي مانديدم
و مرز بودن ها و نبودن ها را طي ميکرديم
کاش ميشد......اگه قرار بود تو دنیا چیز دیگه ای باشم
دوست داشتم جای اشک رو صورت تو باشم
تو چشات متولد شم , رو پلکات جون بگیرم
رو گونه هات جاری بشم ,رو لبات بمیرم

نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط عاشق |
درباره وبلاگ

این وبلاگ برای عاشقان است

امکانات


odcolon

عاشق

odcolon

http://odcolon.blogfa.com

بوی عشق

بوی عشق

بوی عشق

این وبلاگ برای عاشقان است عشق من دوستت دارم%%%%

بوی عشق

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com